چرا به تاجیکستان سفر کنیم؟

0
4244

چرا به تاجیکستان سفر کنیم؟

چرایی سفر به تاجیکستان نخستین پرسشی است که در دیباچه کتاب راهنمای مصور “تاجیکستان و کوهستان پامیر” آمده است. برای بسیاری از مردم دنیا تاجیکستان کشور چندان شناخته ای نیست.  از این رو، رابرت میدلتون و هیو توماس، دو نویسنده اصلی این کتاب نفیس هفتصد صفحه ای که به انگلیسی نوشته شده،  نخست تلاش کرده اند به این پرسش بجا پاسخ بدهند

نویسندگان کتاب، تاجیکستان را کشوری می دانند که به درد یک سیاح می خورد، نه یک گردشگر معمولی که انتظار دارد از آسایش یک سفر لوکس برخوردار باشد. تاجیکستان، محلی است برای کسانی که حاضراند در جستجوی جلوه ها و منظره های دلفریب و وحشی، راهی سخت و ناآشنا را بپیمایند و محنت راه را با مهمان نوازی خارق العاده مردم بومی آن جبران کنند.

در واقع، “تاجیکستان بهشت راهنوردان و کوهنوردان و دوچرخه سواران و عکاسان و افرادی است که مشتاق دیدن منظره های زیبا و دست نخورده اند. کوهستان پامیر، فان، زرافشان و حصار فضای فراخ مناسبی برای انجام همه این کارهاست.”

برای بسیاری از غربی ها این دیدگاه نویسندگان کتاب غیرمنتظره خواهد بود که “تاجیکستان از اکثر کشورهای اروپایی امن تر است.” در حالی که در پی جنگ داخلی این کشور که در سال ۱۹۹۷ میلادی پایان یافت، سفارت های اروپایی در تارنماهای خود به شهروندانشان توصیه کردند که بهتر است از سفر به تاجیکستان خودداری کنند.

اما در واقع، میزان بزهکاری در تاجیکستان به مراتب پایین تر از بسیاری از کشورهای اروپایی است. با وجود این که تاکنون در باریکه های مرزی تاجیکستان با ازبکستان و افغانستان و در برخی از نواحی منطقه رشت در شرق تاجیکستان مین های سالم از دوران جنگ داخلی باقی مانده اند. اما این مناطق نشان گذاری شده و احتمال برخورد با مین ها اندک است.

ولی هشداری که نویسندگان می دهند، مربوط به آب آشامیدنی است. به دلیل فرسودگی سامانه آب رسانی تاجیکستان آب شیر در سراسر کشور آلوده است. از این رو از نوشیدن آن باید جدا پرهیز کرد. آب را بهتر است از فروشگاه ها بخرید.

بخش آداب و رسوم مردمی، خواندنی است. مرتبان کتاب به ظریف ترین نکات مربوطه توجه کرده اند و برای نمونه، از مسافران خواسته اند که همیشه قبل از ورود به خانه کسی کفش هاشان را در بیارند؛ به هنگام ادای درود و سلام دست روی سینه داشته باشند؛ روی میز یا سفره پا نگذارند؛ حتا اگر غذا اشتهاآور نباشد، دست کم دو سه بار به آن میل کنند؛ در پایان تناول به نشان سپاسگزاری از نعمات خدا دست به رخسار بکشند؛ در حضور مردم محلی دماغشان را با سر و صدا پاک نکنند و غیره.

بیش از هفتاد سال سیاست سنت ستیز شوروی هم نتوانسته است این آداب و رسوم را به کلی بزداید.

اما آن دوران در میان تاجیکان عادات تازه ای را مرسوم کرده است که علاقه مردان به مشروبات، به ویژه ودکا، از جمله آن است. ودکا را در ضیافت ها همواره با نوشبادهای مفصل و به فراوانی می نوشند. برای آنانی که به نوشیدن ودکا خو نگرفته اند، کتاب راهنما توصیه می کند که از همان آغاز ضیافت به جای ودکا آبجو یا چایی بنوشند، وگرنه مجبور خواهند شد با اصرار میزبان تا پایان بزم می گساری کنند.

رابرت میدلتون در بخش تاریخچه تاجیکستان دوره های مختلف تاریخی این سامان، از سکایی ها و هخامنشیان و مقدونی ها و پارت ها و کوشانیان گرفته تا روسیه تزاری و اتحاد شوروی را به اختصار مرور کرده است.

 وی می نویسد که نام “تاجیک” نخستین بار در سده یازدهم میلادی در اثر محمود کاشغری، تاریخ نگار ترک ذکر شده است و منظور او از “تاجیک” پارسی گویان ایرانی تبار منطقه بوده اند. میدلتون این احتمال را مطرح می کند که شاید واژه “تاجیک” برآمده از واژه چینی Daxia یا Ta-Haia به معنای سرزمین باستانی “باختر” باشد. با گذشت زمان واژه “تاجیک” یا “تاجک” به همه پارسی گویان ایرانی تبار اتلاق شد، به گونه ای که سعدی شیرازی هم در یک بیتش خود را تاجیک می نامد:

شاید که به پادشه بگویند / ترک تو بریخت خون تاجک

تاکید مکرر نویسندگان کتاب روی حضور اسکندر مقدونی در منطقه محسوس است. شاید به دلیل این که برای یک خواننده غربی “اسکندر مقدونی” آشناترین نام در میان آن همه نام های نامانوس دیگر است.

میدلتون می نویسد، اسکندر سرزمین سغد را تحت انقیاد خود در آورد که اکنون بخش هایی از تاجیکستان و ازبکستان را تشکیل می دهد. لشکرکش مقدونی برای تسکین مردم محلی با رخشانه (Roxane)، دختر یکی از سالاران سغد ازدواج کرد.

در بخشی از کتاب که در باره مردم استان بدخشان تاجیکستان است، می خوانیم که بنا به روایاتی، مردم این منطقه رنگ روشن چشم و پوست را از بازماندگان لشکر اسکندر مقدونی به میراث برده اند. البته، این روایت بنیاد علمی ندارد و نویسندگان کتاب هم روی آن تاکید ندارند و معتقداند که اصالت مردم بدخشان به دوره هایی بسا پیشتر از اسکندر برمی گردد و بدخشی ها وارثان سکایی های آریایی دوران باستان اند.

در کل، در پانزده صفحه کتاب راهنما از اسکندر مقدونی یاد شده و هیو توماس پاره ای از کتاب را به کلی به لشکرکشی های اسکندر در ورارود و شهرهای بجامانده از او اختصاص داده است. یکی از این داستان ها در باره نبرد شدید مردم شهر “کورش کده” (Cyropolis)، استروشن امروزی در شمال تاجیکستان، علیه اسکندر مقدونی است. به نوشته کورتیوس، تاریخ نگار یونان باستان، هیچ شهر دیگری در برابر اسکندر این همه مقاومت نکرده بود.

کورش کده را در حوالی سال ۵۳۰ پیش از میلاد کورش بزرگ بنیاد نهاد و اسکندر مقدونی پس از تسخیر آن شهر را بر خاک نشاند. او در کنار کورش کده شهری دیگر ساخت و آن را اسکندریه دوردست (Alexandria Eschata) نامید که اکنون ما آن را با نام خجند می شناسیم.

کتاب راهنمای تاجیکستان و کوهستان پامیر در نوع خود بی همتاست و بیشترین اطلاعات موجود در باره این کشور را از منابع گوناگون گردهم آورده است. گزارش های توصیفی آن گویاست و رنگین است و حاکی از آشنایی نزدیک نویسندگان کتاب با مردم و سرزمین تاجیکستان است.

خواننده باحوصله این کتاب می تواند جزئیات فراوانی را از سرنوشت تاریخی و جغرافیایی، جانواران و گیاهان و فرهنگ و هنر تاجیکستان به دست آورد. اما همین ویژگی آن، کتاب را از دیگر راهنماهای جهان گردی متمایز کرده است. در واقع، کتاب تاجیکستان و کوهستان پامیر، به مانند خود کشور، به درد گردشگران معمولی نمی خورد، بلکه جویندگان تشنه دانش در باره این کشور را سیراب خواهد کرد.

در همین زمینه بخوانید:

ده مکان اصلی که در سفر به آستانه، قزاقستان باید دید
پل صلح تفلیس | گرجستان

 

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید